تبيين فقهي بانكداري بدون ربا (مدل ايران و اردن)
نویسنده: سید عباس موسویان / فقه و حقوق، شماره 2، 1383
چكيده: با گسترش صنعت بانكداري، متفكران مسلمان به اين فكر افتادند كه به شكلي از اين پديده استفاده كنند اما به دليل آنكه بيشتر فعاليتهاي بانك براساس قرض با بهره است كه از نظر اسلام ربا و ممنوع ميباشد, از اينرو ابتدا تلاش نمودند با حفظ عمليات بانكداري متعارف, توجيههاي شرعي پيدا كنند اما در عمل استدلالي كه مورد پذيرش علماي دين باشد به دست نيامد، در اينجا بود كه برخي انديشمندان اسلامي درصدد طراحي بانكي براساس معاملات اسلامي برآمدند و نتيجه آن را امروزه در قالب بانكهاي بدون ربا و اسلامي در سراسر دنيا مشاهده ميكنيم.
بانكهاي اسلامي گرچه در حذف ربا از عمليات بانكي و جايگزيني معاملات مجاز, با هم مشترك هستند اما در اينكه از چه عقود و قراردادهايي براي تجهيز و تخصيص منابع استفاده كنند تفاوت دارند. اين تفاوتها باعث شكلگيري الگوهاي متفاوت از بانكداري اسلامي شده است. اختلاف الگوها و شيوهها گرچه موجب مطرح شدن افكار نو شده و ايدة بانكداري اسلامي را تكامل ميبخشد اما در بلند مدّت مانع رسيدن به يك الگوي واحد جهاني كه بتوان آن را در سراسر كشورهاي اسلامي به اجرا گذاشت, ميگردد.
در اين مقاله سعي ميكنيم با بررسي تطبيقي مستندات فقهي بانكداري بدون رباي ايران كه به صورت يكپارچه در كل كشور به اجرا درميآيد و بانك اسلامي اردن كه هم قدمت بيشتري دارد و هم در عمل تا حدودي موفق بوده، مشتركات و مختصات آن دو را در تجهيز سپردهها و تخصيص منابع به دست آورده و با هم مقايسه كنيم تا با روشن شدن نقاط ضعف و قوت آنها، زمينه براي طراحي الگوي كامل بانكداري اسلامي فراهم گردد.
مقدمه
با گسترش صنعت بانكداري در دنيا و ورود آن به كشورهاي اسلامي، انديشمندان اسلامي با چالش مهمي روبهرو شدند؛ از يك سو بانك با انجام معاملاتي, سرمايههاي ريز و درشت و بدون استفاده را از سراسر كشور جمع كرده بهدستان توانمند ميسپارد كه ميتوانند با آن سرمايهها براي خودشان, فعاليت اقتصادي سودآور, براي صاحبان سرمايههاي نقدي، سود و براي كشور, رفاه و آباداني به ارمغان بياورند, و از سوي ديگر, به جهت ربوي بودن بيشتر معاملات، بانك مصداق روشن رباخواري و در تعارض آشكار با تعاليم اسلام است.
ابتدا گروهي از انديشمندان كوشيدند با توجيههاي مختلف, معاملات و بهره بانكي را از دايره رباي حرام خارج كنند، امّا اين كوششها به جايي نرسيد تا اينكه ايده ايجاد بانك اسلامي از سوي متفكرين مسلمان مطرح گرديد. اين ايده بهتدريج تقويت و در نهايت به الگوهاي اجرايي تبديل شد و اكنون در اكثر كشورهاي اسلامي و حتي در برخي كشورهاي غيراسلامي، بانكهاي بدون ربا و اسلامي وجود دارد.
اين بانكها گرچه از اصول مشتركي پيروي ميكنند امّا در انجام عمليات, روشهاي خاصخود را دارند كه تا حدودي با هم متفاوت است. در اين مقاله بعد از بيان اصول موضوعه و مشترك بانكهاياسلامي به بيان مستندات فقهي مهمترين عمليات بانكي, يعني تجهيز منابع (جذب سپردهها) و اعطاي تسهيلات, در بانكداري بدون رباي ايران و بانك اسلامي اردن ميپردازيم و در پايان نقاط اشتراك و تفاوت اين دو نمونه از بانكداري اسلامي را بيان ميكنيم. به اين اميد كه با استفاده از نقاط قوت آنها به سمت رسيدن به الگوي كامل و كارآمد بانكداري اسلامي حركت كنيم.
قبل از ورود به بحث, به طور اختصار به اصول موضوعه بانكهاي اسلامي اشار ميكنيم:
1ـ همه مسلمانان تحريم ربا را به عنوان اصلي قطعي و مسلّم ميدانند و از اركان اقتصاد اسلامي به حساب ميآورند؛ (سوره بقره(175):2)
2ـ گرفتن هر نوع زياده (بهره) در هر قرضي ربا و حرام است و از اين جهت فرقي بين قرضهاي مصرفي و سرمايهگذارينيست؛
3ـ فرقي بين بهره كم و زياد وجود ندارد؛ هر دو ربا و حرام است؛
4ـ اضطرار و ضرورتي كه موجب تخفيف در احكام شرعي ميشود در معاملات بانكي جاري نيست؛
5ـ عمليات بانكهاي متعارف (ربوي) به دو گروه تقسيم ميشود:
الف. فعاليتهايي چون خدمات حساب جاري، پرداخت چك، نقل و انتقال وجوه، وصول سفتهها و براتها كه در آنها قرارداد قرض همراه با بهره نيست، اشكال شرعي ندارد؛
ب. سپردههاي مدّتدار، وامها و اعتبارات مدّتدار كه بر اساس قرض با بهره هستند، ربا و حرام ميباشد.
بخش اول: معاملات در بانكداري بدون رباي ايران و مستندات فقهي آن
بانكداري بدون رباي ايران با پذيرش اصول موضوعه پيشگفته، درصدد پيدا كردن راههاي شرعي براي تجهيز وتخصيص منابع برآمده و حاصل آن در قانون عمليات بانكداري بدون ربا و آييننامههاي اجرايي آمده است. در اين قسمت مستندات فقهي قانون و آييننامه اجرايي بانكداري بدون رباي ايران براساس فتاوي مشهور فقهاي شيعه و امام خميني بيان ميگردد. با اين توضيح كه اوّلاً: مبناي تحقيق, كتابها و فتاواي امام خميني است و هرجا نظر ايشان خلاف مشهور است توضيح داده ميشود. ثانياً: روش بحث از نوع تطبيق است؛ يعني محقق فتاواي مذكور را بر عمليات بانكي تطبيق ميكند. بنابراين ارجاعات به مدارك از نوع تطبيق خواهد بود.
1ـ تجهيز منابع
فصل دوم قانون بانكداري بدون ربا ايران مصوب سال 1362 طي مواد 3 تا 6 به مسئله تجهيز منابع پولي ميپردازد كه ما در اينجا بعد از نقل آنها با استفاده از آييننامهها و دستورالعملهاي اجرايي, فعاليتهاي بانكي را بيان كرده و توضيح مختصري در مورد مستندات فقهي انواع حسابهاي بانكي ميدهيم.
ماده 3ـ بانكها ميتوانند تحت هر يك از عناوين ذيل به قبول سپرده مبادرت نمايند:
الف. سپردههاي قرضالحسنه:
1ـ جاري
2ـ پسانداز
ب. سپردههاي سرمايهگذاري مدّتدار
تبصره: سپردههاي سرمايهگذاري مدّتدار كه بانك در به كار گرفتن آنها وكيل ميباشد، در امور مشاركت، مضاربه، اجاره به شرط تمليك، معاملات اقساطي، مزارعه، مساقات، سرمايهگذاري مستقيم، معاملات سلف و جعاله مورداستفاده قرار ميگيرد.
ماده 4ـ بانكها مكلف به باز پرداخت اصل سپردههاي قرضالحسنه (پسانداز و جاري) ميباشند و ميتواننداصل سپردههاي سرمايهگذاري مدّتدار را تعهد و يا بيمه نمايند.
ماده 5ـ منافع حاصل از عمليات مذكور در تبصره ماده «3» اين قانون، براساس قرارداد منعقده، متناسب بامدّت و مبالغ سپردههاي سرمايهگذاري و رعايت سهم منابع بانك به نسبت مدّت و مبلغ در كل وجوه به كار گرفته شده در اين عمليات، تقسيم خواهد شد.
ماده 6ـ بانكها ميتوانند به منظور جذب و تجهيز سپردهها، با اتخاذ روشهاي تشويقي از امتيازات ذيل به سپردهگذاران اعطا نمايند:
الف. اعطاي جوايز غير ثابت نقدي يا جنسي براي سپردههاي قرضالحسنه؛
ب. تخفيف و يا معافيت سپردهگذاران از پرداخت كارمزد و يا حقالوكاله؛
پ. دادن حق تقدم به سپردهگذاران براي استفاده از تسهيلات اعطايي بانكي در موارد مذكور در فصل سوم.
با توجه به قانون بانكداري و آييننامههاي اجرايي آن، سپردههاي بانكي به سه گروه زير تقسيم ميشود:
1ـ1ـ حساب جاري (قرضالحسنه)
حساب جاري در عمليات بانكداري بدون رباي ايران داراي ماهيت قرض است و مثل حساب جاري در همه بانكهاي سنتي است و همانند آنها خدمات جاري را در اختيار صاحب حساب ميگذارد، به اين ترتيب كه اشخاص حقيقي و حقوقيبا افتتاح حساب, از طريق دسته چكي كه از بانك دريافت ميكنند از موجودي حساب خود به هر اندازه و به هر صورتيكه مايل باشند، طبق مقررات بانك استفاده مينمايند و به موجودي اين گونه حسابها هيچ سودي تعلق نميگيرد.
وجوه فراهم شده از ناحيه اين حسابها مطابق ماهيّت عقد قرض به ملكيّت بانك در آمده جزء منابع بانك خواهد بود؛ (امامخميني، 1379, ج1: 618). بانكها ميتوانند با رعايت ذخاير قانوني و احتياطي، باقيمانده وجوه را از طريق عقود مندرج در ماده 3 به كار گرفته و كسب سود نمايند.
1ـ2 ـ حساب پسانداز (قرضالحسنه)
حساب پسانداز نيز ماهيت قرض دارد و همانند حساب پسانداز در بانكداري سنتي است, با اين تفاوت كه دربانكداري بدون ربا به صاحبان حساب پسانداز بهرهاي پرداخت نميشود. اين حساب به مردم اين امكان را ميدهدكه وجوه مازاد بر نياز خود را به هر ميزاني باشد به بانك بسپارند و هر موقع كه احتياج داشتند از بانك دريافت كنند. علاوه بر آن, صاحبان اين حسابها در امر قرضالحسنه اعطايي از طرف بانك مشاركت كرده از اجر و ثواب اخروي آن بهرهمند ميگردند. وجوه اين حساب نيز به مالكيت بانك درآمده جزء منابع خواهد بود؛ (همان). و بانكها با لحاظ ذخاير قانوني و احتياطي، بخشي از اين وجوه را به اعطاي قرضالحسنه اختصاص داده, بخش ديگري را از طريق عقود مندرج در ماده 3 به كار گرفته كسب سود ميكنند. بانكها براي تشويق مردم به پسانداز, پارهاي اولويتها، امتيازات وجوايز براي صاحبان اين حسابها در نظر ميگيرند؛ (مراجع تقليد، 1378,ج2: 652، 2858).
حساب پسانداز از چهار شكل «حساب پسانداز عادي»، «حساب قرضالحسنه پسانداز ويژه»، «حسابقرضالحسنه پسانداز ويژه جوانان» و «حساب قرضالحسنه پسانداز كشاورزي» تشكيل شده است كه ماهيت همگي قرض بدون بهره بوده و به صاحبان آنها با قرعهكشي جوايزي تعلق ميگيرد, با اين تفاوت كه وجوه حاصل از حساب قرضالحسنه پسانداز ويژه، به طور اختصاصي در جهت اعطاي قرضالحسنه به كار گرفته ميشود.
1ـ3ـ سپردههاي سرمايهگذاري مدّتدار
در حسابهاي سرمايهگذاري, رابطه بانك و صاحب سپرده رابطه «وكالت» است. بانكها وجوه اين حساب را بهوكالت از صاحبان سپرده, در امور مشاركت، مضاربه، اجاره به شرط تمليك، معاملات اقساطي، مزارعه، مساقات،سرمايهگذاري مستقيم، معاملات سلف و جعاله به كار ميگيرند؛ (امام خميني، همان: 39). بانكها منافع حاصل از عمليات مذكور را طبق قرارداد متناسب با مدّت و مبلغ سپرده با رعايت سهم منابع بانك، پس ازكسر هزينهها و حقالوكاله (همان: 44) بين صاحبان سپردهها تقسيم ميكنند.
در اين حسابها اگر چه ميزان سود از ابتدا معلوم نيست اما به سبب وسعت عمل و تنوع معاملات, اين اطمينان وجود دارد كه سود مناسبي عايد اين وجوه خواهد شد, به طوري كه بانك ميتواند در ابتداي سال نرخ سود مورد انتظار را محاسبه و بهعنوان سود عليالحساب اعلان كند. سپرده سرمايهگذاري مدّتدار به دو صورت كوتاهمدّت و بلندمدّت دريافت ميگردد.
سپرده سرمايهگذاري كوتاهمدّت براي بار اول حداقلّ سه ماه افتتاح ميگردد. صاحب حساب ميتواند با ارايه دفترچه و رعايت سه ماه اول, از وجوه خود برداشت و يا وجوهي را به حساب خود اضافه نمايد.
سپردههاي سرمايهگذاري بلندمدّت براي حداقل يك سال از تاريخ توديع پذيرفته ميشود، پس از سررسيد تمديدسپرده به مدّتهاي بيشتر با تابعي از ضرايب سه ماهه ميسّر خواهد بود.
2ـ تخصيص منابع
فصل سوم قانون بانكداري بدون ربا طي مواد 7 تا 17 به مسئله تخصيص منابع از طرف بانكها ميپردازد و برجستهترين مشخصه آن نسبت به بانكداري سنتي اجتناب از ربا است. به موجب قانون, عمده نيازهاي مالي متقاضياناز طريق معاملات و قراردادهاي مجاز شرعي تأمين ميگردد. قراردادهايي كه براساس آنها، بانكها ميتوانند اعطاي تسهيلات كنند به اين قرار است:
2ـ1ـ قرضالحسنه
قرضالحسنه اعطايي, عقدي است كه به موجب آن بانكها ميتوانند به عنوان قرض دهنده مبلغ معيّني را طبقضوابط مقرر به افراد يا شركتها به قرض واگذار نمايند و گيرنده متعهّد ميشود معادل مبلغ دريافتي را باز پرداختنمايد؛ (همان: 618). طبق ماده 14 قانون بانكداري بدون ربا و آييننامه اجرايي مربوطه, بانكها مجازند در موارد زير اقدام به اعطاي قرضالحسنه كنند:
الف. به شركتهاي توليدي و خدماتي كه فعاليت آنها اشتغالزا و در جهت تأمين مايحتاج ضروري جامعه است؛
ب. به افرادي كه به طور مستقيم به امور كشاورزي و دامپروري مبادرت نمايند؛
ج. براي رفع نيازهاي افراد در موارد: هزينههاي ازدواج، تهيه جهيزيه، درمان بيماري، تعميرات مسكن، كمك هزينه تحصيلي، كمكبراي ايجاد مسكن در روستاها.
مدّت بازپرداخت قرضالحسنههاي توليدي حداكثر پنج سال و قرضالحسنههاي اعطايي براي رفع نيازهاي شخصي سه سال ميباشد.
بانكها به منظور حصول اطمينان از وصول مطالبات, تأمين كافي از مشتري ميگيرند؛ (همان:623، مسئله 18) و حق دارند از بابت اعطاي قرضالحسنه 5/2 درصد كارمزد دريافت كنند؛ (امامخميني، 1376, ج2: 298، سؤال 41 و 42).
2ـ2ـ مضاربه
مضاربه عقدي است بين بانك و شخص (حقيقي و حقوقي) ديگر, براي اقدام به يك امر تجاري (خريد و فروش كالا). در اين قرارداد بانك به عنوانمضارب، تأمين كننده وجه مورد لزوم (سرمايه مضاربه) و طرف ديگر قرارداد به عنوان عامل عهدهدار انجام كليّه امور مربوط به موضوع قرارداد مضاربه ميباشد. سود حاصل از انجام معامله مورد نظر بين بانك و عامل در پايان كارتقسيم خواهد شد و نسبت اين تقسيم براساس توافق اوّليه خواهد بود؛ (امام خميني, 1379, ج1: 577).
اگر در قرارداد مضاربه زمان تعيين نشود مضاربه ميتواند تا هر زماني استمرار داشته باشد امّا در بانكها مطابقآييننامه اجرايي, حداكثر مدّتي كه سرمايه مضاربه ميتواند در اختيار عامل قرار گيرد يك سال از تاريخ انعقاد مضاربه ميباشد و عمليات عامل طي اين مدّت بايد چنان صورت گيرد كه حداكثر در سررسيد قرارداد, كليه وجوه حاصل از فروش, در حسابي كه نزد بانك قرار دارد واريز شده باشد؛ يعني بانك با آوردن اين شرط قرارداد را براي مدّتمشخصي منعقد ميكند؛ (همان: 581، مسئله 16 و 18 و 19).
مطابق قانون, بانك ميتواند شرط كند كه در طول مدّت مضاربه حق نظارت بر شكل مصرف و برگشت وجوه را داشته باشد و با استفاده از آن به ميزان قابل توجهي از بروز زيانهاي احتمالي جلوگيري كند؛ (همان).
اشخاص حقيقي يا حقوقي كه ميخواهند سرمايه تجاري خود را از طريق مضاربه با بانك تأمين نمايند علاوه بر اطلاعات هويتي بايستي اطلاعاتي مانند موضوع مضاربه، ميزان سرمايه لازم براي مضاربه مورد نظر، مبالغ تقريبي هزينههاي مربوطه، حداكثر مدّت لازم براي دوره مضاربه، پيشبيني ميزان فروش، نسبت پيشنهادي متقاضي برايتقسيم سود حاصله از مضاربه، و نوع وثيقهاي كه متقاضي براي تضمين حسن اجراي قرارداد به بانك ميسپارد را دراختيار بانك بگذارند.
بانك با بررسي اطلاعات مذكور و تعيين ميزان كل سرمايه مورد نياز مضاربه و نسبت سهم سود طرفين, با رعايتضوابطي كه در اين امر براي بانكها معيّن شده است در صورت وجود توجيه كافي, با آوردن شرايطي يا بدون شرط باتقاضاي مشتري موافقت و اقدام به انعقاد قرارداد مينمايد؛ (همان).
2ـ3ـ مشاركت مدني
از جمله روشهايي كه براساس ماده 7 قانون بانكداري بدون ربا بانك ميتواند با اشخاص حقيقي و حقوقي واردمعامله شود و نيازهاي مالي آنان را تأمين نمايد مشاركت مدني است.
مشاركت مدني توسّط بانك عبارت است از: «درآميختن سهمالشركه نقدي و يا غيرنقدي شريك با سهمالشركهنقدي و يا غيرنقدي بانك به نحو مشاع براي انجام كاري معيّن در زمينه فعاليتهاي توليدي، بازرگاني و خدماتي به مدّت محدود به قصد انتفاع بر حسب قرارداد». مشاركت مدني بانكداري همان عقد الشركة است كه در فقه به شركةالعنان معروف است؛ (امام خميني, 1379، ج1: 593).
اشخاص (حقيقي يا حقوقي) كه بخواهند براي تأسيس يا توسعه فعاليتهاي توليدي، بازرگاني و يا خدماتيخود و يا ادامه اينگونه فعاليتها با بانك مشاركت مدني كنند همانند متقاضي مضاربه بايستي علاوه بر اطلاعات هويتي اطلاعاتي چون موضوع مشاركت، ميزان سرمايه مورد نياز، سهم سرمايه پيشنهادي متقاضي از بابت خود (كه نبايداز 20% كمتر باشد)، حداكثر مدّت مشاركت، پيشبيني خريد، هزينه فروش، سهم سود پيشنهادي متقاضي، وثيقهاي كه براي ضمانت حسن اجراي كار به بانك ميسپارد، را در اختيار بانك بگذارد. بانك با بررسي اطلاعات مذكور و تعيين ميزان كل سرمايه مورد نياز مشاركت مدني، سهم بانك و شريك، نسبت سود شريك و بانك، با رعايت كليه ضوابطي كه در اين امر براي بانكها معيّن شده است در صورت وجود توجيه كافي از نظر فني و مالي, با آوردن شرايطي يا بدون شرط با درخواست مشتري موافقت و اقدام به انعقاد قرارداد مينمايد؛ (همان: 594، مسئله 8).
به عنوان مثال, بانك ميتواند با آوردن شرطي، حق نظارت بر كيفيت جذب سرمايه و برگشت آن در طول قرارداد را براي خود محفوظ بدارد؛ (همان).
2ـ4ـ مشاركت حقوقي
مشاركت حقوقي عبارت است از تأمين قسمتي از سرمايه شركتهاي سهامي جديد يا خريد قسمتي از سهام شركتهاي سهامي توسط بانك. طبق قانون, بانكها از طريق مشاركت حقوقي, كمبود سرمايه شركتهاي سهامي توليدي (صنعتي، معدني، كشاورزي, ساختماني) و شركتهاي سهامي و بازرگاني و خدماتي را تأمين ميكنند و در پايان هردوره مالي همانند ديگر سهامداران به نسبت سرمايه در سود شركت سهيم ميشوند.
چنانچه گذشت, مشاركت حقوقي در ارتباط با شركتهاي سهامي عام است كه تفاوت اصلي آنها در شخصيت حقوقي شركت، مسئوليت محدود سهامداران و ضوابط و مقرراتي است كه در اداره شركتها در نظر گرفته ميشود. اين مباحث گرچه در كتابهاي متداول فقهي نيامده است امّا در استفتائات جديدي كه از فقها به عمل آمده, بيان گرديده است؛ (امام خميني, 1376, ج2: 245، سؤال 11؛253، سؤال 3 ـ 23).
2ـ5ـ فروش اقساطي
بانكها ميتوانند به منظور ايجاد تسهيلات لازم جهت استفاده در امور توليدي و خدماتي, كالاهاي زير را تهيه و از طريق فروش اقساطي (بيع نسيه اقساطي) در اختيار متقاضيان قرار دهند:
الف. مواد اوليه و لوازم يدكي؛
ب. اموال منقول نظير وسايل، ماشين آلات و تأسيسات؛
ج. مسكن.
به اين ترتيب كليه كساني كه براي خريد اين كالاها از طريق وام و اعتبار (سيستم بهرهاي) اقدام ميكردند حال ميتوانند از طريق فروش اقساطي اقدام نموده بهاي آن را به طور اقساط به بانك پرداخت نمايند.
مطابق آييننامه اجرايي, روش كار بانكها در فروش اقساطي به اين صورت است كه مشتري تقاضاي خود نسبت بهكالاي مشخص را با بيان نوع و مقدار و معرفي توليدكننده يا فروشنده اظهار داشته و متعهد ميشود در صورت فراهم نمودن بانك، آن را از بانك خريداري كند. بانك با بررسي تقاضا، كالاي مورد نظر را به صورت نقد خريداري كرده بااحتساب سود بانك متناسب با مدّت بازپرداخت به صورت بيع نسيه اقساطي به مشتري ميفروشد؛ (مراجع تقليد: 234، مسئله 2108).
2ـ6ـ معاملات سلف
منظور از معامله سلف، پيش خريد نقدي محصولات توليدي (صنعتي، كشاورزي، معدني)به قيمت معيّن است؛ (همان: 235، مسئله 2110).
زماني كه توليدكنندهاي در جريان توليد كالا يا فرآورده, دچار كمبود سرمايه در گردش ميشود ميتواند از طريق پيشفروش قسمتي از توليد خود به بانك نياز مالي بنگاه را تأمين نمايد.
طبق آييننامه اجرايي بانكداري بدون ربا، معاملات سلف تنها براي تأمين سرمايه در گردش بوده و الزاماً موضوع معامله كالايي است كه فروشنده توليدكننده آن كالا است، و توليدكنندگان براي تأمين ساير قسمتهاي سرمايه بايستي از عقود ديگر استفاده كنند. البته معامله سلف از جهت فقهي اطلاق دارد و مقيد به اين نيست كه فروشنده توليدكننده نيز باشد؛ (همان: 334).
متقاضي معامله سلف با بانك علاوه بر اطلاعات شخصي بايستي اطلاعاتي مانند مشخصات بنگاه توليدي، ميزان توليد وفروش، نوع و اوصاف كالاي مورد معامله، قيمت كالا هنگام انعقاد قرارداد، قيمت پيشبيني در زماني كه محصول به دست ميآيد، زمان و مكان تحويل كالا، و نوع وثيقهاي كه به بانك ميسپارد، را به بانك ارايه كند و بانك بعد از بررسي, موافقت خود را اعلام ميكند. قيمت معامله سلف با انعقاد قرارداد به صورت يك جا و نقد به متقاضي پرداخت ميشود؛ (همان: 236، مسئله 2112).
2ـ7ـ اجاره به شرط تمليك
روش اجاره به شرط تمليك مبتني بر عقد اجارهاي است كه در آن شرط ميشود مستأجر در پايان مدّت اجاره درصورت عمل به شرايط مندرج در قرارداد, بانك عين مستأجره (مال موضوع اجاره) گردد.
با استفاده از اين روش بانكها ميتوانند به منظور ايجاد تسهيلات لازم جهت گسترش قسمت عمدة بخشهاي مختلف اقتصاد، اعم از امور صنعتي، كشاورزي، معدني و خدماتي و نيز مسكن, به عنوان موجر مبادرت به معاملاتاجاره به شرط تمليك نمايند.
روش كار به اين گونه است كه متقاضي بعد از تعيين نوع اموالي كه نياز دارد, تعهّدي به بانك ميسپارد مبني براينكه به محض اعلام بانك در مورد آماده بودن اموال موضوع تقاضاي وي، نسبت به انعقاد قرارداد اقدامنمايد، به اين ترتيب پس از آنكه اموال مورد تقاضا توسط بانك فراهم شد به عنوان اجاره تحويل متقاضي ميگردد و در صورت اجراي مفاد قرارداد مربوطه در پايان مدّت قرارداد، بانك مال مورد نظر را به مالكيت مستأجر درميآورد.
در قرارداد اجاره به شرط تمليك مبلغ كل مالالاجاره، تعداد و ميزان هر قسط مالالاجاره و نيز مدّت قرارداد تعيين ميشود و از آنجايي كه تا پايان قرارداد, موضوع اجاره در مالكيت بانك است شرايط مورد نظر بانك از نظر حفظ و نگهداري و كاربرد صحيح مورد اجاره، عدم واگذاري به غير، پرداخت هزينههاي تعميرات, مالياتها و غيره در قرارداد قيد ميشود.
قرارداد اجاره به شرط تمليك قرارداد جديدي است كه در كتابهاي متداول فقهي و حقوقي مطرح نيست اما در استفتائات جديدي كه از فقها به عمل آمده, جواب آن روشن گرديده است. آيتالله فاضل لنكراني در اين باره ميگويد:
«اگر مقصود آن است كه تمليك به نحو شرط نتيجه باشد به اين معنا كه بعد از پايان يافتن مدّت اجاره، خود به خود به ملكيت مشتري و مستأجر درآيد صحّت آن مشكل است لكن اگر مقصود اين باشد كه ملك را اجاره دهد مشروط به آنكه در پايان مدّت اجاره،مالك هبه كند يا صلح كند يا به مبلغ بسيار ناچيز به تملك مستأجر درآورد اين كار صحيح است و شرعاً اشكالي ندارد و فرقي بين افراد حقيقي و حقوقي نيست. والله العالم»؛ (مجموعه آراي فقهي قضايي در امور حقوقي، 1381, ج 1: 28).
اداره حقوقي قوه قضائيه نيز قرارداد اجاره به شرط تمليك قانون عمليات بانكي بدون ربا را به شرط بيع(تمليك) در ضمن عقد اجاره تفسير كرده و آن را قانوني شمرده است؛ (همان: 29).
2ـ8ـ مزارعه
مزارعه يكي از عقود شرعي است كه به موجب آن يكي از طرفين زميني را براي مدّت معيّن به طرف ديگر واگذارميكند تا در آن زراعت كرده و محصول را به نسبتي كه توافق ميكنند بين خود تقسيم كنند؛ طرف اول را مزارع و طرف دوم را زارع يا عامل مينامند؛ (امام خميني, 1379, ج 1: 603).
مزارعه را ميتوان يكي از روشهاي تأمين نيازهاي مالي در بخش كشاورزي دانست. بانكها در قرارداد مزارعه نقشمزارع را خواهند داشت, بنابراين زماني ميتوانند اقدام به مزارعه كنند كه بخواهند زمين يا ساير عوامل توليد يا تلفيقياز آن دو را در اختيار زارع قرار دهند؛ (همان: 606).
قرارداد مزارعه با تقسيم محصول و تحويل سهم بانك خاتمه مييابد ولي در مواردي بسته به نوع محصول ممكناست بانك مايل باشد سهم محصول خود را توسط عامل به فروش برساند؛ در اين حالت موضوع شرط ضمن عقد درقرارداد ذكر خواهد شد؛ (همان: 607).
2ـ9ـ مساقات
مساقات يكي ديگر از عقود اسلامي است كه براساس آن, معامله بين صاحب باغ ميوه و امثال آن با عامل در مقابلحصّه مشاع معيّن از ثمره واقع ميشود؛ (همان: 609). در اين قرارداد بانكها نقش صاحب باغ را خواهند داشت. بنابراين هر يك از بانكها كه در حوزه فعاليت شعب خود داراي درختان مثمر يا قابل ثمر باشند به طوريكه مالك عين يا منفعت آنها بوده و يا به هر عنوان مجاز به تصرف در آن باشند (همان) به عنوان عامل با شخص يا اشخاص (حقيقييا حقوقي) قرارداد مساقات منعقد مينمايند تا به اين وسيله عامل اقدام به نگهداري و پرورش درختان و ساير امور باغباني ملك نمايد و در نهايت طبق قرارداد, محصول را بين خود تقسيم نمايند.
2ـ10ـ جعاله
يكي ديگر از تسهيلات بانكي كه در بانكداري بدون ربا به عنوان يك ابزار مورد استفاده قرار ميگيرد جعاله است كه به موجب آن جاعل (كارفرما) در مقابل انجام عمل معيّن طبق قرارداد ملزم به پرداخت جعل (اجرت)معلوم ميگردد. طرفي كه عمل يا كار را انجام ميدهد عامل (پيمانكار) ناميده ميشود؛ (همان: 558).
از طريق استفاده از عقد جعاله در بهكارگيري تسهيلات بانكي، براي بانكها امكان گسترش و توسعه در امور مربوط بهتوليدات صنعتي و كشاورزي، بازرگاني و خدماتي با تنظيم قرارداد به عنوان عامل يا درصورت اقتضا, به عنوان جاعل فراهم ميگردد. بنابراين بانكها ميتوانند آن دسته از تقاضاي مشتريان خود را كه نميتوانند از طريق ساير عقود برآورده نمايند، با تنظيم قرارداد جعاله مورد اجابت قرار دهند.
در مواردي كه بانك, عامل جعاله است در قرارداد مربوط, اختيار واگذاري قسمتي از كار به غير را تحت عنوان جعاله ثانوي براي بانك لحاظ مينمايد؛ (همان: 506، مسئله 8).
دريافت و پرداخت جعل, طبق قرارداد توسط بانكها به صورت يكجا و يا به دفعات به اقساط مساوي و يا غيرمساوي در سررسيد يا سررسيدهاي مشخص صورت ميگيرد.
2ـ11ـ خريد دين
از جمله ابزارهايي كه در نظام بانكداري بدون ربا براي تأمين منابع مالي مورد نياز واحدهاي توليدي، بازرگاني وخدماتي مورد استفاده قرار ميگيرد خريد دين است. خريد دين تسهيلاتي است كه به موجب آن بانك سفته يا براتي را كه ناشي از معامله نسيه تجاري است خريداري ميكند. بانكها براساس مصوبه شوراي پول و اعتبار, براي اشخاص حقيقي و حقوقي تا سقف معيّن, خط اعتبار تعيين ميكنند كه شكل استفاده از آن چنين است كه اشخاص مزبور كالاهاي مورد نياز خود را خريداري و به جاي پرداخت وجه نقد، سفتهاي معادل قيمت خريد به سررسيد معيّن به فروشندگان تحويل ميدهند و فروشندگان كالا، سفته را به بانك محل اعتبار خريدار برده, تنزيل ميكنند.
عمليات مربوط به خريد دين بر مبناي آييننامه موقّت تنزيل اسناد و اوراق تجاري (خريد دين) و مقررات اجرايي آن كه در جلسه مورخ 26/8/1361 شوراي پول و اعتبار به تصويب رسيده و در شوراي نگهبان نيز مخالف با موازين شرعي و قانون اساسي شناخته نشده است و نيز اصلاحيه بعدي آييننامهمذكور مصوب24/9/1366 شوراي پول و اعتبار, انجام ميپذيرد. مطابق مواد آييننامه، بانكها بايد نسبت به حقيقي بودن بدهي و معتبر بودن بدهكار اطمينان پيدا كنند.
مبناي فقهي خريد دين در بانكداري بدون ربا، بيع دين است كه در متون فقهي محل بحث فقها است؛ (مراجع تقليد: 699، مسئله 7؛ 754، مسئله 28؛ 784، مسئله 11). مشهور فقهاي شيعه, فروش دين را چه به خود بدهكار و چه به شخص ثالث، چه به قيمت اسمي دين و چه به كمتر از آن جايز ميدانند. در مقابل, برخي از فقها فروش دين به كمتر از مبلغ اسمي را جايز نميدانند؛ (امامخميني، 1376, ج2: 175، سؤال 225 و 226 و 227؛ مراجع تقليد: 808).
مطابق آييننامه اجرايي عمليات بانكداري بدون ربا, تنها اسنادي قابل تنزيل است كه سررسيد آنها كمتر از يك سال باشد. چنين اوراقي به قيمتي كمتر از مبلغ اسمي تنزيل ميشود كه اين تفاوت قيمت نبايد بيش از نرخ مصوب شوراي پول و اعتبار باشد.
2ـ12ـ سرمايهگذاري مستقيم
مطابق ماده 8 قانون عمليات بانكداري بدون ربا، بانكها ميتوانند در طرحهاي توليدي و عمراني كه جنبه تجملي و غيرضروري ندارد به طور مستقيم به سرمايهگذاري مبادرت نمايند. سرمايهگذاري مستقيم عبارت است ازتأمين تمام سرمايه لازم جهت اجراي طرحهاي توليدي (صنعتي، معدني، كشاورزي و ساختماني), بازرگاني وخدماتي كه به صورت شركتهاي سهامي تشكيل ميشوند و توسط يك يا چند بانك (بدون مشاركت اشخاصحقيقي يا حقوقي ديگر) انجام ميگيرد. مباني فقهي اين شيوه، جواز فقهي فعاليتهاي اقتصادي است و تا زماني كهموضوع فعاليت يا روش آن مخالف شرع نباشد سرمايهگذاري مستقيم اشكالي ندارد.
بخش دوم: معاملات در بانك اسلامي اردن و مستندات فقهي آن
قانون بانك اسلامي اردن بعد از تصويب در تاريخ 18 ربيعالثاني 1406 قمري (1985 ميلادي) در روزنامه رسمي اردن منتشر گرديده و از آن تاريخ در بانك اسلامي اردن به اجرا گذاشته شد.
ماده 2 اين قانون بعد از بيان سه نكته اساسي, به توضيح شيوههاي تجهيز و تخصيص منابع ميپردازد. در اين قسمت بعد از بيان خلاصه آن سه نكته, با استفاده از قانون مذكور و آييننامه اجرايي آن به تبيين شيوههاي تجهيز و تخصيص منابع در بانك اسلامي اردن ميپردازيم.
نكته اول: معاملات بانك اسلامي اردن بر اساس آراي فقهي مذهب خاصي نيست بلكه سعي شده منطبق با تمام مذاهب اسلاميباشد.
نكته دوم: ربا به هر دو نوعش, يعني ربا در ديون (رباي قرضي) و ربا در بيع (رباي معاملي), حرام و ممنوع است.
نكته سوم: هر معاملهاي كه از جهت شرعي مجاز و متناسب با معالات بانكي باشد قابل استفاده در بانك اسلامي اردن خواهد بود.
1ـ تجهيز منابع
صاحبان وجوه ميتوانند وجوه خود را بر اساس يكي از سپردههاي زير در بانك اسلامي اردن سپردهگذاري كنند.
1ـ1ـ سپرده ديداري (حسابات الائتمان)
سپرده ديداري, سپردهاي است كه صاحب آن وجوه خود را به بانك ميسپارد و به آن اختيار ميدهد كه در آن وجوه تصرف كند, بر اين اساس كه اوّلاً: همه سود و زيانها مربوط به بانك است, ثانياً: صاحب سپرده ميتواند بدون هيچ شرطي به حسابش پول واريز كرده و از آن برداشت كند. اين سپرده به دو نوع سپرده جاري (الحساباتالجارية) و سپردههاي ديداري غيرجاري (حسابات الودائع تحت الطلب) تقسيم ميشود.
الف. حساب جاري (حسابات الجارية)
اين حساب براي افرادي است كه ميخواهند بدون هيچ محدوديتي به حساب خود پول واريز كرده و از آن برداشتكنند. اين حساب به صاحبان آن اجازه ميدهد از طريق چك و ديگر وسايل برداشت در حدّ موجودي خود از حساب برداشت كنند.
ب. حساب ديداري غيرجاري (حسابات الودائع تحت الطلب)
اين حساب همانند حساب جاري به صاحب حساب اجازه ميدهد بدون هيچ قيد و شرطي به حساب خود پول واريز كرده يا از آن برداشت كند. تفاوت اين حساب با حساب جاري در آن است كه صاحب حساب براي برداشت نميتواند از چك استفاده كند و بايستي خودش يا وكيل قانونياش در بانك حضور يابد.
ويژگيهاي سپرده ديداري
سپردههاي ديداري ضوابط خاصي دارند كه مهمترين آنها عبارت است از:
الف. به سپردههاي ديداري سودي تعلق نميگيرد, همانگونه كه بانك تعهدي در قبال ضرر احتمالي ندارد؛
ب. بانك ميتواند در قبال خدماتي كه به صاحبان سپردههاي ديداري ارايه ميكند كارمزد دريافت نمايد.
1ـ2ـ سپرده سرمايهگذاري عام (حسابات الاستثمار المشترك)
صاحب اين سپرده، وجوه نقدي خود را به عنوان مشاركت به بانك ميسپارد تا بانك بر اساس برنامه منظم ومستمر در تأمين مالي و سرمايهگذاري طرحهاي متعدد استفاده كند, بر اين اساس كه بانك (طبق ضوابط داخليسپرده) نسبتي (سهمي) از سود سالانه را كه به دست ميآورد به سپردهگذار
بپردازد. سپردههاي سرمايهگذاري عام به سه دسته تقسيم ميشود:
الف. حساب پسانداز (حسابات التوفير)
هدف از اين حساب ترغيب سپردهگذاران كوچك به مشاركت در عمليات سرمايهگذاري بانك است. اين سپرده به صاحبان خود اجازه ميدهد با رعايت ضوابط حساب پسانداز, در بانك پسانداز كرده و در عينحال سود ببرند.
ـ برداشت از اين حساب توسط خود صاحب حساب بوده و به وسيله چك قابل برداشت نيست؛
ـ صاحب حساب ميتواند هر روز بدون اعلان قبلي تا ده دينار برداشت كند و براي برداشت بيشتر نياز به اعلان قبلي ـ حداقلده روز ـ است؛
ـ حداقل حساب پسانداز 100 دينار اردني است؛
ـ حداكثر حساب پسانداز را بانك اعلان ميكند و اگر موجودي بيشتر از آن باشد سپرده عادي بدون سود خواهد بود؛
ـ محاسبه سود تنها براي موجودياي است كه دست كم يك ماه كامل بماند.
ب. حساب اعلان (حسابات الاشعار)
ويژگي اصلي اين حساب در اين است كه برداشت از آن با اعلان و اطلاع قبلي است. البته ضوابط داخلي مختصرينيز دارد.
ـ حداقل مدّت براي حساب اعلان، سه ماه است؛
ـ در اين حساب نميتوان از چك استفاده كرد امّا ميتوان طبق ضوابط با اعلان قبلي به كسي حواله داد؛
ـ هر برداشت از اين حساب بايستي با اعلان قبلي 90 روزه باشد؛
ـ بانك, حداكثر حساب اعلان را اطلاع ميدهد و موجودي بيش از آن, سپرده عادي خواهد بود و حداقل آن 100 ديناراست؛
ـ نسبت تقسيم سود براي سپرده اعلان 70% سود سالانه بانك از بابت اين حساب خواهد بود.
ج. حساب مدّتدار (حسابات الاجل)
سپردهگذاري در اين حسابها براساس ضوابط خاص و براي مدّت زمان مشخص است.
ـ حداقل مدّت براي اين حساب يك سال مالي است؛
ـ صاحب حساب نميتواند تا پايان سال مالي و اعلان سود، از حساب خود برداشت كند و اگر با موافقت بانك بخشي از موجوديرا بردارد، آن بخش در محاسبه سود دخالت داده نميشود؛
ـ حداكثر حساب مدّتدار را بانك اعلان ميكند و حداقل آن 500 دينار است؛
ـ نسبت تقسيم سود براي سپرده مدّتدار 90% است.
1ـ3ـ سپرده سرمايهگذاري خاص (حسابات الاستثمار المخصص)
صاحبان اين سپرده، وجوه نقدي خود را به بانك ميسپارند تا بانك از طرف آنها در طرحهاي معيّن يا اهداف خاص سرمايهگذاري كند, بر اين اساس كه بخشي از سود حاصله اختصاص به بانك دارد و اگر بدون افراط و تفريط ضرر پيشآيد متوجه بانك نخواهد بود.
1ـ4ـ اوراق مضاربه
بانك اسلامي اردن طبق قانون علاوه بر سپردههاي مذكور، روش ديگري, به اسم اوراق مضاربه, براي تجهيز منابع دارد. اين اوراق كه متحدالشكل بوده و ارزش اسمي مشخصي دارند به اسم كساني كه پذيرهنويسي كردهاند صادرميشود و دارنده اوراق طبق ضوابط اوراق مضاربه در سود سالانه بانك سهيم خواهد بود. اين اوراق گاهي براي طرحهاي خاص منتشر ميشود و داراي ضوابطي است كه مهمترين آنها عبارت است از:
ـ بانك تنها براساس تصميم شوراي اداري ميتواند اوراق مضاربه عام يا خاص منتشر كند؛
ـ اوراق مضاربه عام با سررسيدهاي مشخص و حداكثر ده ساله منتشر ميشود؛
ـ اوراق مضاربه خاص مرتبط با طرح يا هدف خاصي منتشر شده و براساس پيشرفت آن تصفيه حساب ميشود.
2ـ تخصيص منابع
بانك اسلامي اردن با روشهاي زير فعاليتهاي اقتصادي نموده و متقاضيان وجوه را تأمين مالي ميكند:
2ـ1ـ مضاربه (التمويل بالمضاربة)
بانك، كل يا بخشي از سرمايه نقدي مورد نياز يك فعاليت اقتصادي مشخص را تأمين ميكند، بر اين اساس كه ـ مطابق آراي فقهي معتبر ـ در سود و زيان آن فعاليت شريك باشد. ضوابط اين روش تأمين مالي عبارت است از:
ـ در اين روش كيفيت تقسيم سود بين بانك و عامل مضاربه ـ صاحب بنگاه اقتصادي ـ طبق قرارداد خواهد بود, امّا كيفيت تقسيم ضرراحتمالي براساس نسبت سرمايه طرفين ميباشد؛
ـ كيفيت حسابرسي و محاسبه سود و زيان نسبت به كالاهاي فروخته شده و شكل تصفيه حساب طبق قرارداد خواهد بود؛
ـ حداكثر مدّت تأمين مالي از طريق مضاربه را شوراي اداري بانك تعيين ميكند؛
ـ سهم تأمين مالي از طريق مضاربه نسبت به كل روشهاي تأمين مالي را شوراي اداري بانك تعيين ميكند.
2ـ2ـ مشاركت كاهنده (المشاركةالمتناقصة)
بانك، كل يا بخشي از سرمايه نقدي مورد نياز يك فعاليت اقتصادي مشخص كه انتظار سود از آن ميرود را تأمين ماليميكند، بر اين اساس كه صاحب بنگاه اقتصادي ـ طرف قرارداد ـ هر ساله متناسب با درآمد بنگاه بخشي از سرمايهبانك را ـ همراه با سود آن ـ به بانك برگرداند و مابقي آن را نيز محافظت كند تا كل سرمايه به بانك برگردد. ضوابط اين روش عبارت است از:
ـ سهم تأمين مالي از طريق مشاركت كاهنده نسبت به كل روشهاي تأمين مالي را شوراي اداري بانك تعيين ميكند؛
ـ حسابرسي پروژهاي كه از اين طريق تأمين مالي ميشود متناسب با درآمد و سالانه خواهد بود؛
ـ طرف قرارداد ميتواند بعد از پرداخت 50% سرمايه بانك، تقاضاي تصفيه حساب كند.
2ـ3ـ بيع مرابحه (بيعالمرابحة للآمر بالشراء)
بانك براساس تقاضا و تعهد مشتري با پرداخت كل يا بخشي از قيمت، كالاهاي مورد نياز مشتري را خريداري كرده و بر حسب نرخ سودي كه قبلاً با او به توافق رسيده است به او ميفروشد. عمليات مرابحه براساس ضوابط زير خواهد بود:
ـ مدّت تصفيه حساب نبايد از حدّ تعيين شده توسط شوراي اداري بانك بيشتر باشد؛
ـ كالاي مورد نظر (براي خريد) نبايد از كالاهايي باشد كه به سرعت فاسد ميشود؛
ـ مشتري بايد ضمانات لازم براي تصفيه حساب در سررسيدهاي مقرر را بپردازد؛
ـ سهم تأمين مالي براساس مرابحه نسبت به كل روشهاي تأمين مالي را شوراي اداري بانك تعيين ميكند.
2ـ4ـ قرضالحسنه
بانك اسلامي اردن علاوه بر روشهاي سهگانه مذكور, مطابق بند ب ماده 7 قانون مصوب، در راستاي ارايه خدمات اجتماعي براي تأمين نيازهاي مصرفي و توليدي، وجوهي را بهعنوان قرضالحسنه در اختيار نيازمندان قرار ميدهد.
مشاور شرعي
مواد 27 و 28 قانون مصوب جايگاه مشاور شرعي بانك را تعيين ميكند. مطابق ماده 27 شوراي اداري, بانك ازميان اهل علم و متخصصين مسايل فقهي فردي را به عنوان مشاور شرعي انتخاب ميكند كه در موارد زير, نظر او اجرا ميشود:
1. اعلام نظر پيرامون لوايح و آييننامههاي اجرايي كه بانك در معاملاتش با ديگران بهكار ميگيرد؛
2. بررسي موارد ضرر سرمايهگذاري و تعيين مواردي كه از نظر شرع, تحمل ضرر بهعهده بانك است.
بخش سوم: مقايسه تطبيقي بين بانكداري بدون رباي ايران و بانك اسلامي اردن
در مقايسه عمليات تجهيز و تخصيص منابع بين اين دو نظام بانكي مشتركات و تمايزاتي ديده ميشود كه بهترتيب بيان ميشود:
1ـ تجهيز منابع
الف. ماهيت فقهي سپردههاي بانكي در قانون بانكداري بدون ربا بهصورت صريح و روشن ذكر شده است كه سپردههاي جاري و پسانداز براساس قرارداد قرضالحسنه (قرض بدون بهره) و سپرده سرمايهگذاري براساسقرارداد وكالت عام است. در حالي كه ماهيت فقهي سپردهها در قانون بانك اسلامي اردن مبهم است و از اين جهت مورد اعتراض استادان و محققان اقتصاد اسلامي است؛ براي مثال, استاد رفيق يونس المصري در نقد سپردههاي ديداري بانك اسلامي اردن ميگويد: «قانون در معرفي سپردههاي ديداري (حساباتالائتمان) چنين مقرر ميدارد:
«سپردهگذار وجوه خود را به بانك ميسپارد و به بانك اختيار استفاده ميدهد بر اين اساس كه اولاً: سود و زيان به عهده بانك باشد, ثانياً: سپردهگذار بدون هيچ قيد و شرطي بتواند به حسابش پول واريز كرده يا برداشت كند»؛ (يونس المصري, 1421: 191 و 192).
سؤال اين است كه ماهيت اين سپرده چيست؛ اگر قرض است وجوه سپرده شده به ملكيت بانك در ميآيد و نيازي به اجازه دادن سپردهگذار نخواهد بود و اگر وديعه است با احكام وديعه سازگاري ندارد»؛ (همان).
ايشان در مورد انواع ديگر سپردههاي بانك اسلامي اردن نيز ميگويد: «به نظر ميرسد در سپردههاي سرمايهگذاري عام(حسابات الاستثمار المشترك)، بانك با سپردهگذاران در همه طرحهاي سرمايهگذاري شريك ميشود و در نتيجه سود وزيان متوجه هر دو است. اگر چنين باشد ماهيت اين سپرده «شركت» خواهد بود؛ يعني شركت بانك با سپردهگذاران در تأمين مالي طرحهاي مختلف. در نوع سوم (حسابات الاستثمار المخصص) بهنظر ميرسد بانك تنها بهعنوان عامل مضاربه عمل ميكند؛ يعني بانك تنها از طريق كار، مشاركت ميكند, به دليل اينكه طبق قانون, مسئول ضرر احتمالينيست.
اين درحالي است كه كلمههاي «المشترك» و «المخصص», اين دو معناي متفاوت (شركت و مضاربه)را نميرساند بلكه آنچه از اين دو لفظ استفاده ميِشود اين است كه منابع حاصل از سپردههاي سرمايهگذاري عام به طرح خاصي اختصاص ندارد و در همه طرحها از آن استفاده ميشود و منابع حاصل از سپردههاي سرمايهگذاري خاص در طرح خاصي بهكار ميرود»؛ (همان).
ب. در بانكداري بدون رباي ايران براي سپردههاي پسانداز از قرارداد قرضالحسنه استفاده شدهاست و اين موجب ميشود بانك نتواند به سپردهگذاران سودي بپردازد, در نتيجه براي تشويق مردم, به سمت اعطاي جوايز به صورت قرعهكشي روي آورده است، كه اين عمل موجب شده اولاً: جايگاه بانك از حدّ يك مؤسسه مهم اقتصادي به حدّ مؤسسههاي بختآزمايي تنزل كند، ثانياً: ثبات سپردهها از بين برود، ثالثاً: سپردهگذار نتواند به حق خود برسد، در حاليكه بانك اسلامي اردن, سپرده پسانداز را در بخش سپردههاي سرمايهگذاري قرار داده و در پايان سال مالي, متناسب با مانده سپردهها به آنها سود ميپردازد.
ج. بهنظر ميرسد انتخاب قرارداد وكالت براي سپردههاي سرمايهگذاري كه در قانون بانكداري ايران آمده بر قرارداد مضاربه و مشاركت عام كه در قانون بانكداري اردن آمده از سه جهت ترجيح دارد:
اوّلاً: قرارداد وكالت از جهت موضوع بهكارگيري منابع عموميت دارد. بانك ميتواند منابع حاصل از قرارداد وكالت را به وكالت از طرف سپردهگذاران در امور بازرگاني، صنعتي، كشاورزي، خدماتي و معادن سرمايهگذاري كند, درحالي كه منابع حاصل از قرارداد مضاربه طبق فتواي مشهور فقهاي شيعه و اهل سنت تنها در امور تجاري و بازرگاني به كار ميرود.
ثانياً: در قرارداد وكالت، وكيل ميتواند خود, سرمايهاي داشته باشد يا نداشته باشد, در حالي كه در قرارداد مشاركت بايستي بخشي از سرمايه متعلق به شريك باشد. بنابراين قرارداد وكالت به بانك فرصت ميدهد با استفاده از سرمايه خود وسپردهگذاران يا تنها با استفاده از سرمايه سپردهگذاران، طرحهاي مختلف را تأمين مالي كند.
ثالثاً: در قرارداد مضاربه و مشاركت كه بانك بهعنوان عامل و شريك كار ميكند تنها ميتواند سهمي از سود حاصله را به خود اختصاص دهد, در حالي كه در قرارداد وكالت بانك ميتواند سهمي از سود يا نرخ معيّني از آن را به عنوان حقالوكاله در اختيار بگيرد. در نتيجه بانك اسلامي ميتواند حاشيه سود معيّني داشته باشد و بر اساس آن, هزينهها و برنامههاي توسعهاي خود را سامان دهد.
2ـ تخصيص منابع
اول: بانك اسلامي اردن در تأمين مالي از شيوههاي محدود مضاربه، مشاركت و بيع مرابحه استفاده ميكند, در حالي كه بانكداري بدون رباي ايران از شيوههاي دوازدهگانه (فروش اقساطي، اجاره به شرط تمليك، سلف، جعاله،مشاركت حقوقي، مشاركت مدني، مضاربه، مزارعه، مساقات، خريد دين، قرضالحسنه و سرمايهگذاري مستقيم) بهره ميبرد. محدود بودن تعداد عقود در بانكداري اردن باعث رواني و شفافيت معاملات بانك شده و كارگزاران و مشتريان بانك به سرعت با معاملات بانكي آشنا شده و جلو معاملات صوري و غيرواقعي گرفته ميشود امّا از سوي ديگر, محدوديت شيوهها موجب محدوديت خدمات بانكي ميشود؛ براي مثال, متقاضيان وجوه براي استفاده خدماتي همچون خدمات بيمارستان، هتل، هواپيمايي و مؤسسات تعمير و نگهداري مسكن، در بانكداري اردن راهكاري پيدا نميكنند چون مضاربه و مشاركت در اين امور معنا ندارد و بيع مرابحه نيز از جهت فقهي به خريد و فروش اشياء (اعيان) اختصاص دارد و شامل خريد خدمات و منافع نميشود, در حالي كه در بانكداري ايران ميتوان ازطريق عقد جعاله به اين مقصود دست يافت.
دوم: مطالعه بازار پول و سرمايه نشان ميدهد بانك بهعنوان يك مؤسسه خاص اقتصادي, مشتريان ويژهاي داشته وتنها آن دسته از سپردهگذاران و متقاضيان وجوه كه با معاملات ساده و روشن با نرخهاي معيّن كارميكنند سراغ بانك ميروند و كساني كه دنبال ريسك و مشاركت واقعي در سرمايهگذاري هستند, شركتهاي سهامي، شركتهاي سرمايهگذاري و بازار بورس اوراق بهادار و سهام را براي دستيابي به اين هدف برميگزينند. بنابراين بهكارگيري شيوههايي چون مشاركت، مضاربه،مزارعه، مساقات و سرمايهگذاري مستقيم, با بانك تناسب ندارد و بانك بايد با آن دسته از معاملات اسلامي كه سودهاي معيّن و قابل تعريف دارند, كار كند, مانند بيع مرابحه يا فروش اقساطي، اجاره به شرط تمليك، جعاله و خريد دين. دراين صورت بانك ميتواند با تعيين نرخهاي اعطاي تسهيلات و حقالوكاله، سود معيّني را به سپردهگذاران وعده دهد.
سوم: به كارگيري شيوه بيع دين در رابطه با خريد اسناد تجاري حقيقي كه حكايت از بدهي واقعي است در بانكداري بدونرباي ايران كه به فتواي مشهور فقهاي شيعه جايز است، كارايي بانك را در تأمين نيازهاي كوتاهمدّت متقاضيان وجوه ازجمله اعتبار در حساب جاري افزايش ميدهد, در حالي كه در بانك اسلامي اردن اين راه پيموده نشده و اين نيازها بيپاسخ مانده است.
نتيجهگيري
مناسب است انديشمندان و بانكداران مسلمان از همه كشورهاي اسلامي با مطالعة مستمر بر روي كاركرد الگوهاي مختلف, از نكات مثبت الگوها استفاده كرده و الگوي كارآمد و واحدي از بانكداري اسلامي ارايه دهند. در اين راستا الگوي زير براي نقد و بررسي پيشنهاد ميشود:
عمليات اصلي الگوي پيشنهادي
1ـ تجهيز منابع
1ـ1ـ سپردة جاري براساس قرارداد قرض بدون بهره؛
1ـ2ـ سپردة پسانداز براساس قرارداد وكالت عام؛
1ـ3ـ سپردة مدّتدار براساس قرارداد وكالت عام؛
2ـ تخصيص منابع
2ـ1ـ تسهيلات براي خريدهاي اساسي مانند زمين, ساختمان, مغازه, كارخانه و … براساس قرارداد اجاره به شرط تمليك؛
2ـ2ـ تسهيلات براي خريد كالاهاي با دوام مانند تلويزيون, مبلمان, فرش, يخچال و … براساس قرارداد فروش اقساطي؛
2ـ3ـ تسهيلات براي خريد خدمات مانند خدمات بيمارستان, هتل, دانشگاه, مدرسه,حمل و نقل و … براساس قرارداد جعاله؛
2ـ4ـ تسهيلات براي سرمايه در گردش مانند پرداختهاي معوقه, عوارض شهرداري, گمرك و… براساس قرارداد خريد دين (تنزيل)؛
به نظر ميرسد بانك به عنوان يك مؤسسه انتفاعي خاص با استفاده از قراردادهاي مذكور ميتواند با كمترين هزينه و با آسانترين راهكارهاي شرعي, به همة نيازهاي مشتريان خود پاسخ دهد.
منابع
الف. كتاب
1ـ موسوي خميني (امام), تحريرالوسيله, قم, مؤسسه تنظيم و نشر آثارامامخميني,1379,ج1و2.
2ـ ـــــــــــــــــــ , استفتائات جديد, قم, انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم, 1376.
3ـ مراجع تقليد, توضيحالمسائل, قم, انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم, 1378.
4ـ مركز تحقيقات فقهي قوه قضاييه, مجموعه آراي فقهي ـ قضايي در امور حقوقي, قم, 1381.
5ـ رفيق يونس المصري, بحوث في المصارف الاسلاميه, دمشق, دارالمكتبي, 1421.
ب. قوانين و آئيننامهها
6ـ قانون عمليات بانكي بدون رباي ايران مصوب 1362.
7ـ آييننامه اجرايي عمليات بانكداري بدون رباي ايران مصوب 1362.
8ـ قانون بانك اسلامي اردن مصوب 1406 ه . ق.
9ـ آييننامه اجرايي بانك اسلامي اردن مصوب 1406.