موسسه طیبات
موسسه تحقیقات و آموزش فقه اقتصادی

احادیثی درباره کسب روزی حلال و مذمت ثروت‌اندوزی

رسول خدا صلى اللّه عليه و آله

«طلب حلال بر هر مرد و زن مسلمان واجب است».

«كسى كه به شب در آيد در حالى كه به سبب طلب حلال خسته باشد، آمرزيده داخل شب شده است».

«عبادت هفتاد جزء است و افضل همه اجزاء، طلب حلال است».

«عبادت ده جزء است، نه جزء آن در طلب حلال است».

«هر كه از دسترنج خود بخورد، از صراط برق آسا بگذرد».

«هر كه از دسترنج خود بخورد، خداوند با رحمت به وى بنگرد و هرگز عذابش نكند».

علم ‏اخلاق ‏اسلامى ج: 3، ص: 235

«هر كه از دسترنج حلال خود بخورد، خداوند درهاى بهشت را به روى او مى‏گشايد تا از هر درى كه بخواهد وارد شود».

«هر كه از دسترنج خود بخورد، در شمار پيغمبران خواهد بود، و پاداش ايشان را خواهد گرفت».

«هر كه براى عفّت نمودن و بى‏نياز شدن از مردم در طلب دنيا و مال حلال باشد و براى خانواده خود و براى مهربانى كردن و راحت رساندن به همسايه سعى و كوشش كند با چهره‏اى چون ماه شب چهارده خداى عز و جل را در قيامت ملاقات كند».

«هر كه با پارسائى و پرهيز از حرام در طلب دنيا باشد، درجه شهيدان دارد».

«هر كه چهل روز حلال بخورد خداوند دل او را نورانى مى‏كند، و چشمه‌‏هاى حكمت را از دل او بر زبانش جارى مى‏سازد».

معراج‏ السعادة ج: 2، ص: 353

«دوستى مال و بزرگى، نفاق را مى‏روياند، همچنان كه آب گياه را مى‏روياند».

«دو گرگ صياد، كه داخل حصار گوسفندى شوند اين قدر از گوسفندان را فاسد نمى‌‏كنند كه دوستى مال و جاه، دين مسلمانان را فاسد مى‏‌كند».

«بدترين امت من مالداران‌‏اند».

«دوستان فرزند آدم سه چيز است: يكى تا وقت مردن با او است، و آن مال است. و ديگرى تا لب گور، همراه او مى‏آيد، و آن اهل و عيال است. و سوم، تا عرصه محشر همراهى او مى‏كند، و آن اعمال است».«» و فرمود كه: «چون روز قيامت شود صاحب مالى را مى‏آورند كه مال خود را به مصرفى كه خدا فرموده است رسانيده است، و مال او نيز در پيش روى او مى‏آيد و چون به صراط مى‏رسد هر جا كه مى‏ايستد و رفتن بر او مشكل مى‏شود مال او مى‏گويد بگذر كه تو حق خدا را در من به جا آوردى. پس ديگرى را مى‏آورند كه اطاعت خدا را ننموده است، و مال او در پشت سر او مى‏آيد چون به صراط رسد هر جا كه ايستد مال او گويد واى بر تو كه در حق خدا كوتاهى كردى. پس چنين خواهد گفت تا او به جهنم افتد و هلاك شود».

«دينار و درهم به هلاكت افكندند كسانى را كه پيش از شما بودند و شما را نيز هلاك خواهند نمود».

«در روز قيامت مردى را بياورند كه از حرام در دنيا مال جمع نموده بود و در حرام صرف كرده بود، پس امر شود كه: او را به جهنم افكنند. و ديگرى را بياورند كه مال از حلال جمع كرده و در مصرف حرام خرج نموده. خطاب رسد كه: او را هم به جهنم برند. و مردى ديگر را بياورند كه مال از حرام جمع كرده و به مصرف حلال خرج نموده. خطاب رسد كه: او را نيز به جهنم اندازند. و مردى ديگر را بياورند كه مال از حلال جمع نموده و به حلال خرج نموده باشد خطاب رسد كه: او را بازداريد، شايد در طلب اين مال ضرر به يكى از امورى كه بر او واجب است رسيده باشد، مثل اينكه: نمازى را از وقتش تأخير انداخته يا كوتاهى در ركوع يا سجود يا وضوى آن نموده باشد. عرض كند كه: پروردگارا از حلال كسب كردم و به حلال خرج كردم و هيچ يك از واجبات خود را ضايع نكردم. خطاب رسد: شايد به جهت اين مال، بر اقران و امثال فخر كرده‏اى. و به مركبى يا جامه‏‌اى مباهات نموده باشى؟ عرض نمايد: پروردگارا چنين عملى نيز از من سر نزد. و خطاب رسد كه: شايد كوتاهى و منع نموده باشى حق كسانى را كه من امر كردم كه بدهى از: سادات و يتيمان و مساكين و راه گذران؟ عرض كند كه: نه پروردگارا هيچ حقى را كه امر فرموده بودى ضايع نكردم. در اين وقت اين جماعت حاضر مى‌‏شوند و در مقام مخاصمه با آن شخص برمى‏‌آيند و مى‏‌گويند: خداوندا مال به او عطا كردى و او را غنى گردانيدى و به او امر فرمودى كه به ما بدهد. اگر از جواب مخاصمه آنها برآمد و معلوم شد كه حق آن‌ها را داده. و هيچ فخرى و مباهاتى نكرده. و واجبى از او ضايع نشده. خطاب مى‏‌رسد كه: بايست و به جا بياور شكر نعمتى را كه به تو عطا فرموده‏‌ايم از آنچه خورده‏اى و آشاميده‏اى و لذتى كه يافته‌‏اى».

معراج ‏السعادة ج: 2، ص: 354

مردى به حضرت پيغمبر – صلّى اللّه عليه و آله – عرض كرد كه: چرا من شوق به مرگ ندارم؟ حضرت فرمود: آيا مالى دارى؟ عرض كرد: بلى يا رسول الله.

فرمود: مال خود را پيش روى خويش بفرست، زيرا كه: دل هر كسى همراه مال اوست، اگر پيش فرستاد مى‌‏خواهد زود به آن برسد و اگر گذاشت مى‏‌خواهد با آن باشد»

حضرت امير المؤمنين – عليه السّلام – درهمى به دست مبارك گرفتند و فرمودند: «تا تو از دست من بيرون نروى نفعى به جهت من ندارى‏

در بعضى روايات رسيده كه: «اول روزى كه سكه درهم و دينار زده شد شيطان آنها را برداشت و بر روى خود گذاشت و بوسيد و گفت: هر كه شما را دوست دارد بنده بر حق من است».